تبلیغات
سایت رسمی شیخ رسول حقی رامشه - شهید چمران (1)
 
سایت رسمی شیخ رسول حقی رامشه
سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی آن را ایجاب نمی کند (دکتر شریعتی)
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شیخ رسول حقی
نویسندگان
نظرسنجی
تناقضات زندگی روحانیون را با سبک زندگی ایرانی-اسلامی چقدر میدانید؟





یکشنبه 3 خرداد 1394

بِسْمِ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شیر بیشة نبرد و عارف شب‏ های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت كافران بسیار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهید دكتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مكتب علی(ع)، این مالك ‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتی نمی‏توان یكی از ابعاد وجودی او را آنگونه كه هست، توصیف كرد و نبایست انتظار داشت كه بتوانیم تصویر كاملی در این مختصر از او ترسیم نمایئم، كه مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این كلمات مادی و معیارهای خاكی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.

این مروری است گذرا و سریع، بر حیات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداكاری شهید دكتر مصطفی چمران.

تـولد:

دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.

تحصیـلات:

وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشتة الكترو مكانیك فارغ ‏التحصیل شد و یك‏سال به تدریس در دانشكدة‌ فنی پرداخت.

وی در همة دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریكا اعزام شد و پس از تحقیقات ‏علمی در جمع معروف‏ت رین دانشمندان جهان در دانشگاه كالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریكا بركلی- با ممتازترین درجة علمی موفق به اخذ دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.


فعـالیت‏های اجتماعی:

از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏ الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شركت می‏كرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ ملی ایران در كشمكش ‏های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از كودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت ‏ترین مبارزه‏ها و مسئولیت‏ های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناك‏ترین مأموریت‏ها را در سخت‏‏ ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

در امریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏ بار انجمن اسلامی دانشجویان امریكا را پایه‏ ریزی كرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در امریكا به شمار می‏رفت كه به دلیل این فعالیت‏ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏شود. پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام ‏خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ ساز می‏زند و همه پل‏ها را پشت‏ سر خود خراب می‏كند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فكر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ ترین دوره‏های چریكی و جنگ‏ های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی به عهدة او گذارده می‏شود.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏ گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده كرد كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقة مسلمین می‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی‏توان به راحتی با آن مقابله كرد و با تأسف تأكید می‏كند كه مات هنوز نمی‏دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیة دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏دهد كه در مصر نظرات خود را بیان كنند.

در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریكی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس كند.

او به كمك امام موسی ‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ریزی نموده كه در میان توطئه ‏ها و دشمنی‏ های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می‏كند و علی‏گونه در معركه‏های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏رود و در طوفان‏های سهمناك سرنوشت، حسین ‏وار به استقبال شهادت می‏تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم‏گران روزگار، صهیونیزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‏ های بلند كوه‏ های جبل‏ عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی‏ ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابان‏های داغ و بر دامنة كوه‏های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:

دكتر چمران با پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏كند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریع‏تر و قاطعانه‏ تر مسئله كردستان را فیصله دهد تا اینكه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و ارادة آهینن و شجاعت و فداكاری او بر همگان ثابت می‏گردد.

در كردستـان:

در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شكسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثریت پاسداران قتل‏ عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیك‏تر می‏شد. باران گلوله می‏بارید و می‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناك را با پیروزی به صبح امید متصل كند و جان پاسداران باقی‏مانده را نجات دهد و شهر مصیبت ‏زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه فرمان انقلابی امام ‏خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت،‌قدرت رهبری و برنامه ‏ریزی دكتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ترین مظاهر انقلابی و شكوهمندترین قهرمانی‏ ها به وقوع پیوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژیك كردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

وزارت دفـاع:

دكتر چمران بعد از این پیروزی بی ‏نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، امام‏ خمینی(ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.

در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یك نظام طاغوتی، به یك سلسله برنامه ‏های وسیع بنیادی دست زد كه پاك‏سازی ارتش و پیاده كردن برنامه‏ های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید كه پاسدار انقلاب و امنیت  استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلـس:

دكتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش،‌ حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ‌ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یكی از نیایش‏ های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می‏گوید: «خدایا، مردم آنقدر به من  محبت كرده‏ اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده ‏اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می‏بینم كه نمی‏توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایستة این همه مهر و محبت باشم

وی سپس به نمایندگی رهبر كبیر انقلاب اسلامی در شورایعالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

در خوزستـان:

گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كم‏ كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها كسانی كه از نزدیك شاهد ماجراهای تلخ و شیرین،‌ پیروزی‏ها و شكست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ایثارگری‏های آنان بودند، به گوشه ‏ای از این خدمات كه دكترچمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند.

ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یكی از این برنامه‏ ها بود كه به كمك آن، جاده ‏های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یك متر در مدتی حدود یك ‏ماه، آب كارون را به طرف تانك‏های دشمن روانه ساخت، به طوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتر عقب‏ نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

یكی از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوة جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی كه ابرقدرت‏ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین ‏بار نیروهایی بین دویست تا یك‏ هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت كنند.

محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد:

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین ‏بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك‏های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.

دكتر چمران كه از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آیت‏الله خامنه‏ ای، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین‏بار دست به یك حمله خطرناك و حماسه ‏‏آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهی كرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جادة اهواز- سوسنگرد  به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می‏شتافت كه در محاصرة تانك‏های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة‌ محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می‏رفت. در این هنگام بود كه نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانك‏ها به او حمله كردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه ‏ای به نقطه‏ ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏رفت. كماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانك‏ها به سوی او تیراندازی می‏كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسین(ع) و در راه حسین(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یك‏تنه به نبرد حسین ‏گونه خود ادامه می‏داد و به سوی دشمن حمله می‏برد. هرچه تنور جنگ گرم ‏تر كی‏شد و آتش حمله بیشتر زبانه می‏كشید، چهرة ملكوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون ‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر می‏شد تا آنكه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاك كربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی ‏بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخی خونش الهام‏ بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است.

با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می‏داد.

خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیكی دروازة سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افكند كه بی‏ محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دكتر چمران با همان كامیونی كه خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏های نامنظم و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت. جالب اینجا بود كه در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسة مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرماندة لشگر 92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمایندة امام در سپاه پاسداران (شهیدمحلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏ اكبر را مطرح كرد.

آغاز حركت مجدد:

به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حركت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه‏ های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می‏نگریست و مرتب طرح‏های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینه‏ های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می‏داد. كم‏ كم زخم‏های پای او التیام می‏یافت و او دیگر نمی‏توانست سكون را تحمل  كند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه 59) كه منجر به شكست قسمتی از نیروهای ماشد و فاجعة هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد، تعدادی از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسیه انتخاب كرد و با چند هلیكوپتر كه خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏سابقه و انتحاری زد. او در حالی كه از درد جنگ به خود می ‏پیچید و از ناراحتی می‏خروشید، آمادة حمله به نیروهای پشت جبهه و تداركاتی دشمن در جاده جفیر به طلایه شد كه به خاطر آتش شدید دشمن، هلیكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حملة هوایی دشمن هلیكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.

ادامه دارد.....

 



نوع مطلب :
برچسب ها : شهید چمران، چریک کردستان، کردستان، امام موسی صدر، امام خمینی، جنگ های چریکی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 22 تیر 1396 08:00 ق.ظ
Hi my friend! I wish to say that this post is amazing, great written and include almost all vital infos.
I would like to look more posts like this.
شنبه 12 فروردین 1396 12:00 ب.ظ
I love what you guys are usually up too. This type of
clever work and coverage! Keep up the great works guys I've you guys
to my personal blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی